éclat
معنی کامل و مثالها
/ā klä´; i-, ē-/n.
● موفقیت درخشان، کار برجسته، کامیابی چشمگیر، موفقیت چشمگیر
they dominated the market with eclat
آنها با موفقیت چشمگیر، بازار را زیر سلطهی خود درآوردند.
● درخشش، چشمگیری، خیره کنندگی، دنگ و فنگ
he did everything with éclat
هر کاری که او میکرد درخشنده و چشمگیر بود.
● تحسین و ترغیب، غلغله، همهمه و آفرین گویی
they gave her more eclat than she deserved
بیش از استحقاق از او تحسین کردند.
● شهرت، ناموری
ریشه و کاربرد
Brilliant display or effect.
ریشه
Late 17th century from French, literally ‘splinter, fragment’, based on Latin ‘splinter, fragment’.
مثال
- The party went with a great éclat.
- Her performance had a certain éclat.
- The event was full of éclat.
ترکیبهای رایج
With éclat Show éclat Full of éclat Great éclat