دیکشنری فارسی

éclat

معنی کامل و مثال‌ها

/ā klä´; i-, ē-/n.

● موفقیت درخشان، کار برجسته، کامیابی چشمگیر، موفقیت چشمگیر

they dominated the market with eclat

آنها با موفقیت چشمگیر، بازار را زیر سلطه‌ی خود درآوردند.

● درخشش، چشمگیری، خیره کنندگی، دنگ و فنگ

he did everything with éclat

هر کاری که او می‌کرد درخشنده و چشمگیر بود.

● تحسین و ترغیب، غلغله، همهمه و آفرین گویی

they gave her more eclat than she deserved

بیش از استحقاق از او تحسین کردند.

● شهرت، ناموری

ریشه و کاربرد

Noun

Brilliant display or effect.

ریشه

Late 17th century from French, literally ‘splinter, fragment’, based on Latin ‘splinter, fragment’.

مثال

  • The party went with a great éclat.
  • Her performance had a certain éclat.
  • The event was full of éclat.

ترکیب‌های رایج

With éclat Show éclat Full of éclat Great éclat

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن