آب فرود معنی انگلیسی splashdown واژههای انگلیسی با این معنی splashdown آب فرود tailwater فرود آب، پايين آب، تراز پاياب landing ship dock اسکله فرود آب خاکي landing threshold آستانه فرود آب خاکي، نقطه شروع عمليات آب خاکي seadrome محل فرود هواپيماي آب نشين adjusting to water حرکت در هوا هنگام فرود در آب (شيرجه) downstream در پاياب، فرود آب، پايين دست triphibian سه حياتي، سه خاصيتي، هواپيماي دريايي landing schedule برنامه پياده شدن به ساحل، برنامه عمليات آب خاکي، برنامه فرود landing party گروه آب خاکي، گروه پياده شونده به ساحل، تيم فرود