آباد معنی انگلیسی affluent prosperous واژههای انگلیسی با این معنی bidonville حلبي آباد، حومه ي فقيرنشين شهر Aurangabad اورنگ آباد Ashkhabad شهر عشق آباد stalinabad استالين آباد Allahabad شهر الله آباد bagger-my-neihbour trade palicy سياست فقير ساختن کشور همسايه به منظور، آباد ساختن کشور خود با استثمار آن improve بهبودي، بهتر کردن، آباد کردن