آخر معنی انگلیسی final end ever last latter recent tail tail end terminal واژههای انگلیسی با این معنی last a آخر، آخرين، واپسين later آخر، آخري، دومي week-end آخر هفته homestretch 100 متر آخر concluding انجامين - آخر endgame آخر بازي شطرنج lastly آخر از همه آنکه، بالاخره penult يکي به آخر مانده، ماقبل آخر، هجاي ماقبل آخر penultimate يکي به آخر مانده، ماقبل آخر، هجاي ماقبل آخر antepenultimate پيش از ماقبل آخر، دو تا به آخر مانده upperclassman شاگرد دو سال آخر، شاگرد ارشد antepenul پيش از ماقبل آخر weekends هر تعطيلي آخر هفته، در اکثر تعطيلات پايان هفته underdraw کشيده نشدن زه تا آخر terminational مربوط به جزء آخر کلمه won ending آخر بازي برنده (شطرنج) endboards ديواره هاي آخر زمين هاکي terminal phase مرحله آخر مسير حرکت موشک paroxytone داراي هجاي ما قبل آخر موکد، چنين واژه اي Tenebrae عبادت سه روز آخر هفته ي عيد پاک terminal guidance هدايت موشک در مراحل آخر مسير هدايت، هواپيما از فرودگاه يا به فرودگاه perispome واژه اي که آخر آن ACCENT CIRCEUMFLEX، باشد hypermeter شعري که سبب يا هجاي زائد در آخر دارد push up list ليستي از اقلام که در آن هر قلم در آخر، ليست وارد مي شود و ساير اقلام همان مکان، مربوطه در ليست را حفظ مي کنند