آرامی معنی انگلیسی composure moderation placidity poise quiescence quiet serenity smoothness واژههای انگلیسی با این معنی calmness آرامي، آرامش، متانت calmly به آرامي، به آرامش Aramaic زبان آرامي، زبان کلداني و شامي composedness آرامي - آرامش - آسودگي composedly به آرامي - به آسودگي - با آسايش خاطر lander فضاپيمايي که ميتواند به آرامي روي سطح، سياره موردنظر بنشيند composure آرامش - آرامي - آسودگي - خود داري - متانت