آزمایش کننده معنی انگلیسی tester واژههای انگلیسی با این معنی line tester آزمايش کننده خط crucial experiment آزمايش تعيين کننده grid current tester آزمايش کننده جريان شبکه flash-point tester آزمايش کننده نقطه اشتعال fatigue testing machine دستگاه آزمايش کننده خستگي hardness tester آزمايش کننده يا تستر سختي trier آزماينده، آزمايش کننده، امتحان کننده test element وسيله آزمايش، دستگاه آزمايش کننده، عنصر آزمايش مدار dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج، دستگاه آزمايش کننده مدرج sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي registrant پرسنل ثبت نام کننده، داوطلب ثبت نام يا آزمايش دهنده probatory آزمايشي، مبني بر آزمايش، ثابت کننده