آسایش معنی انگلیسی comfort convenience ease repose rest welfare واژههای انگلیسی با این معنی welfare آسايش، رفاه، خير well being آسايش، رفاه، خير composedly به آرامي - به آسودگي - با آسايش خاطر commodities کالا - متاع - جنس - راحت - آسايش - آسوده commodity کالا - متاع - جنس - راحت - آسايش - آسوده liberty civil آزاديي که محدود باشد بوضع قوانين براي آسايش، مردم conveniency راحت - آسايش - راه دست - آسوده - وسيله آسايش، ياراحت - مستراح convenience راحت - راحتي - آسايش - راه دست - وسيله آسايش heart-sease بنفشه فرنگي، آسايش قلب، آسودگي خاطر flag of convenience کشتي با پرچم غير، پرچم آسايش bothered درد سر دادن، زحمت دادن، مخل آسايش شدن bothering درد سر دادن، زحمت دادن، مخل آسايش شدن accomodation تطبيق طرز زندگي با محيط، همراهي، وسايل آسايش و استراحت unlawful assembly مجمع غير قانوني، در CL سه نفر يا بيشتر را گويند که به، قصد ارتکاب اعمالي که مخل آسايش و امنيت weal خير، سعادت، خوش بختي botheration آزار، اذيت، تصديع