آسه معنی انگلیسی axis axle pivot sallow spindle واژههای انگلیسی با این معنی monaxial يک آسه، يک محوري monopodium تک آسه linchpin ميخ آسه، ميخ محور axial pressure فشار آسه اي، فشار مرکزي acepromazine آسه پرومازين triaxial test آزمون سه آسه اي، آزمايش سه بعدي center line خط محور، آسه precess تغيير محوردادن، آسه جنبي کردن، تقديم اعتدالين داشتن axon اکسون، آسچه، آسه