آسیا معنی انگلیسی mill واژههای انگلیسی با این معنی Asia آسيا dry grinding آسيا کردن خشک molar teeth دندانهاي آسيا Taiwan کشوري در آسيا Singapore کشوري در قاره آسيا، جزيره ي سنگاپور، کشور سنگاپور asean مخفف: همبستگي ملل جنوب شرقي آسيا monsoon باد موسمي در جنوب آسيا و اقيانوس هند، موسم بارندگي، باد موسمي seato forces نيروهاي کشورهاي پيمان جنوب شرقي آسيا Asian آسيايي، وابسته به آسيا circumboreal وابسته به گياهان و جانوران شمالگان، امريکا و اروپا و آسيا bulbul بلبل، پرنده ي کوچک و مهاجر افريقا و آسيا Palearctic وابسته به ناحيه ي زيست جغرافي که شامل، اروپا و بخشي از افريقاي شمالي و آسيا، ميشود mill آسياب، چرخ، ماشين