آلفا
معنی انگلیسی
alpha
واژههای انگلیسی با این معنی
- alfa بمب آلفا، الف
- alpha particle ذره آلفا
- alpha rhythm موج آلفا
- alpha rediation اشعه آلفا، پرتو آلفا
- alpha rays اشعه آلفا
- alpha-pegasi آلفا - فرس، مرکب الفرس، متن الفرس
- alpha-arietis آلفا - حمل، راس الحمل، ناطح
- alpha-tauri آلفا - ثور، دبران، چشم گاو
- alpha-leonis آلفا - اسد، قلب الاسد
- alpha-eridani آلفا - نهر، آخرالنهر
- alpha test آزمون آلفا
- alpha-capricorni آلفا - جدي
- alpha-piscium آلفا - حوت
- alpha-herculis آلفا - جاثي، آلفا - زانو زده، آلفا - بر زانو نشسته
- alpha-Draconis آلفا - تنين، آلفا - اژدها، ثعبان
- alpha-geminorum آلفا - جوزا، راس التوام المقدم، کاستور
- alpha-scorpii آلفا - عقرب، قلب العقرب، آنتارس
- alpha-hydri آلفا - شجاع، فرد، عنق الشجاع
- alpha-carinae آلفا - حمال، پرک، سهيل
- alpha-aquilae آلفا - عقاب، نسر طائر
- alpha-crucis آلفا - صليب، صليب
- alpha-cygni آلفا - دجاجه، دمچه قو، ردف
- alpha-librae آلفا - ميزان، زباني جنوبي، کفه جنوبي
- alpha-virginis آلفا - سنبله، سماک اعزال، آلفا - خوشه