آلمان
معنی انگلیسی
Germany
واژههای انگلیسی با این معنی
- deutschland آلمان
- Germanophile آلمان دوست، آلمان پرست، طرفدار آلمانيها
- bundestag مجلس فدرال آلمان، بوندستاگ
- berlin نام شهري در آلمان، کامواي پشمي و نرم
- wehrmacht ارتش آلمان هيتلري
- burgomaster شهردار (درهلند يا آلمان)
- brownshirt عضو فوج يورش حزب نازي آلمان، پيرو هيتلر، نازي
- Bavaria ايالت باواريا در جنوب آلمان
- gdr مخفف: جمهوري دموکراتيک آلمان
- Buchenwald بازداشتگاه بوخن والد در آلمان
- Neanderthal وابسته به دره ي نئاندر در آلمان، نئاندري، انسان نئاندرتال
- beghard عضو يکي از انجمنهاي اخوت در آلمان، هلند و بلژيک در قرن سيزدهم ميلادي
- bmw نام يک شرکت اتومبيل سازي در آلمان
- Hannover شهري در آلمان که ميزبان نمايشگاه SEBIT، است
- rontgen نام فيزيکدان نامي آلمان که پرتو مجهول را، پيدا کرد
- landwehr بخشي از ارتش آلمان و کشورهاي ديگر که خدمت، زيرپرچم را انجام دادند
- Rhineland نام بخشي از آلمان که در غرب رود راين قرار، دارد، استان راين
- lager يکجورآبجوکم مايه که اصل آن از آلمان است وپيش، از نوشيدن چندماه درانبار
- locarno treaty پيمان لوکارنو، پيمان منعقد بين آلمان، انگلستان
- reich رايش، کشور و امپراطوري آلمان
- Frederick اسم خاص مذکر، نام چندتن از شاهان آلمان وپروس
- gi Gesellschaft fur Informatik، انجمن پردازش اطلاعات در آلمان غربي
- rapallo treaty قرارداد يا معاهده راپالو، قرارداد دوستي منعقده بين دولتين آلمان و، شوروي به سال 1922 در محل راپالو واقع در
- BNA مخفف Basle Nomina Anatomica يا نام گذاري تشريحي، که در سال 1895 در انجمن تشريح آلمان مورد موافقت، قرار گرفته است