آماد کردن معنی انگلیسی supply واژههای انگلیسی با این معنی resupply تجديد آماد کردن، تجديد آماد، تجديد تدارکات opsonize مردني کردن، مرگ آماد کردن antimateriel agent عامل فساد آماد، عامل مخصوص فاسد کردن آماد assignment of space تعيين جا، تخصيص جا براي انبار کردن آماد rearming تجهيز کردن بااسلحه نوين، تجديد جنگافزار، کردن stockage ذخيره آماد، ذخيره کردن، ذخيره shop supply آماد تعميرگاهي، وسايل لازم براي تعميرگاه، تدارک کردن تعميرگاه