آماده باش
معنی انگلیسی
alert
واژههای انگلیسی با این معنی
- deck alert آماده باش عرشه، حالت آماده باش در روي عرشه
- air alert آماده باش هوايي
- ramp alert آماده باش روي رمپ، آماده باش در سکوي در جا زدن، آماده باش 15 دقيقه اي
- alert station ايستگاه آماده باش، ايستگاه اعلام خطر
- alert force نيروهاي آماده باش، نيروهاي آماده
- strip alert آماده باش 5 دقيقه اي، آماده باش روي باند فرود
- alerting service قسمت اعلام آماده باش، سرويس اعلام خطر
- ground readiness آماده باش در روي زمين، آماده بودن هواپيماها در روي باند، آماده باش زميني
- air alert warning اعلام آماده باش هوايي، اعلام خطر يا آماده باش هوايي
- airborne alert آماده باش به طريق هوابرد، وسايل اعلام خطر نصب شده روي هواپيما
- ground alert آماده باش زميني هواپيماها، آماده باش 15 دقيقه اي هواپيماها
- eagle flight نيروي هوا روي در حال آماده باش، نيروي هوا روي آماده
- aircraft scrambling دستور پرواز هواپيما از وضعيت آماده باش، زميني، صدور فرمان درگيري هواپيما با هدف
- alarum شيپور خطر، آماده باش
- warning order دستور آگهي، دستور آماده باش، اعلام آماده باش
- general quarters آسايشگاههاي عمومي، آماده باش عمومي دريايي، محلهاي سکونت عمومي
- waiting position ايستگاه انتظار قايقهاي گشتي سريع السير، حالت انتظار يا آماده باش قايقهاي گشتي
- dispersal airfield فرودگاههاي مخصوص تفرقه هوايي، فرودگاه مخصوص تفرقه در آماده باش هوايي
- readiness condition وضعيت آمادگي رزمي، وضعيت آمادگي يکان، شرايط آماده باش يکان
- state of alert وضعيت آمادگي، وضعيت هوشياري، وضعيت آماده باش يکان
- reflex force نيروي عکس العمل، فشار عکس العمل، نيروي ضربتي هوايي در حال آماده باش فوري