آمدنی معنی انگلیسی unborn واژههای انگلیسی با این معنی calculable بشمار آمدني، حساب کردن، برآورد کردني obtainable بدست آوردني، بدست آمدني، يافتني surmountable بر طرف کردني، از ميان برداشتني، غالب آمدني approachable نزديک شدني، زودياب، قابل دسترسي unborn متولد نشده، نازاده، هنوز در شکم مادر improvable بهبودي پذير، بهتر شو، بهتر شدني