آنان
معنی انگلیسی
their they
واژههای انگلیسی با این معنی
- Brythonic وابسته به بريتونها و زبان آنان، بريتون
- Pictish وابسته به پيکتها و زبان و فرهنگ آنان، زبان پيکتي
- Slavophile هوادار مردم اسلاو و زبان و فرهنگ آنان، اسلاودوست، اسلاوگراي
- langobardic وابسته به لمباردها و زبان و فرهنگ آنان، لمباردي، زبان لمباردي
- walachian وابسته به مردم ناحيه ي والاکيا و زبان و فرهنگ، آنان، والاکيايي
- Volscian وابسته به ولسيها، و زبان و فرهنگ آنان، ولسي
- Iroquois ايرکوا، وابسته به قبايل ايرکوا و زبانو فرهنگ آنان
- Americanist متخصص زبان يا فرهنگ امريکايي.، ويژه گر سرخپوستهاي امريکا و زبانها، وفرهنگهاي آنان
- Caroline نغمه سرايي، وابسته به چارلز اول و چارلز دوم پادشاهان، انگليس و دوران سلطنت آنان
- Berber بربري، بربر، وابسته به بربرها و زبان و فرهنگ آنان
- fuegian عضو قبيله اي از سرخپوستان که در تيرادل، فوگو در جنوب کشور آرژانتين زيست ميکردند، وابسته به اين سرخپوستان و زبانو فرهنگ آنان
- Dakota سرخپوست داکوتا، زبانداکوتايي، وابسته به سرخپوستان داکوتا و زبان و فرهنگ
- Pequot سرخپوست پيکود، زبان پيکود، وابسته به سرخپوستان پيکود و زبان و فرهنگ
- Ponca سرخپوست پانکا، زبان پانکا، وابسته به سرخپوستان پانکا و زبان وفرهنگ
- Fulani فولاني، سياهپوست فولاني، زبان فولاني
- Tocharian توکاري، تو خاري، زبان توخاري
- mod به پيمانه .، جوان شيک پوش، ماد
- Indian هندي، هندوستاني، وابسته به هندويهايا بوميهايامريکا
- blockbusting دلال معاملات ملکي که به مالکان محل به، خصوصي، هشدار ميدهد که به زودي سياهپوستان در آن