آهکی
معنی انگلیسی
limy
واژههای انگلیسی با این معنی
- limy آهکي، آهک دار، چسبناک
- calcareous آهکي، آهک مانند
- calareous آهکي
- calareous soil خاک آهکي
- lime concrete بتن آهکي
- calcine آهکي کردن، خشک کردن، سوختن
- lime coat روکش آهکي
- lime mortar ملات آهکي
- argillocalcareous خاک رس آهکي
- calcareous deposit ته نشست آهکي
- lime deposite ته نشست آهکي
- calcareous sandstone ماسه سنگ آهکي
- lime rocks صخره هاي آهکي
- sand lime brick آجر ماسه آهکي
- lime dinas brick آجر ديناز آهکي
- aiguille کوه آهکي نوک تيز، صخره ي نوک تيز، مته ي سنگ
- traver time سنگ آهکي تراورتن
- calcified آهکي يا سنگي کردن، آهکي شدن
- calcifies آهکي يا سنگي کردن، آهکي شدن
- calcify آهکي يا سنگي کردن، آهکي شدن
- chalky sandstone ماسه سنگ نرم آهکي
- molasse سنگ ماسه آهکي رسدار
- lime marl سنگ آهک آبي، رس آهکي
- lithophyte گياه شناسي زي، مرجان آهکي