آویخته معنی انگلیسی dependent floppy hanging pending pendulous واژههای انگلیسی با این معنی pendulous آويخته، آويزان، تاب خور cernuous آويخته، خم به سوي پايين، سر پايين pensile آويخته، آويزان suspended ceiling سقف آويخته suspensed load بار آويخته hangtag کارت آويخته pendentive dome گنبد آويخته cat walk راه رو آويخته، تک گذر، آدم رو overhung از بالا آويخته، بيش از حد لزوم آويخته، قرار گرفته در زير چيز آويخته telpher ترن برقي آويخته از ريل، با ترن آويخته بردن spritsail بادبان آويخته از ديرک افقي pensile birds پرندگاني که آشيانه آويخته ميسازند breasted transmitter ميکروفوني که به گردن آويخته مي شود dipping sonar سونار آويخته از هواپيما يا هليکوپتر mastiff يکجور سگ بزرگ که گوشهاو لبهاي آويخته دارد، درواس pendent آويزان، آويخته، معلق penduline آويزان، آويخته، داراي آشيان آويخته pendulum آونگ، جسم آويخته، لنگر lobe بخش پهن و گرد که از چيزي پيش آمده يا بدان، آويخته باشد، آويختگي pendant آويز، زيور آويخته، حلقه و دسته کوک ساعت lopeared دالگوش، داراي گوشهاي آويخته stole جامه بيروني کدبانوها (در روم باستان)، نواري که از پشت گردن آويخته ميشود lobule لخته کوچک، تيکه کوچک که بچيزي آويخته يا از آن پيش، آمدگي داشته باشد lambrequin يالان، يالان پرده، روبخاري