ابتذال معنی انگلیسی obscenity raunchiness triteness واژههای انگلیسی با این معنی vulgarization ترويج (چيزي) يحد ابتذال، مبتذل سازي، عوامانه کردن banality چيزپيش پا افتاده يا مبتذل، ابتذال، پيش پا افتادگي commonplaceness پيش پا افتادگي، ابتذال، کهنگي platitude بي مزگي، عدم لطافت، خنکي platitudinously بي مزگي، عدم لطافت، خنکي