اتاقک معنی انگلیسی booth box bulkhead closet compartment cubbyhole cubicle shed واژههای انگلیسی با این معنی cloud chamber اتاقک ابر ion chamber اتاقک يونش، اتاقک يون ionization chamber اتاقک يونش، اتاقک يون bubble chamber اتاقک حباب cable box اتاقک کابل toolshed اتاقک ابزار، ابزاردان pneumatic chamber اتاقک فشارسنج differential ionization chamber اتاقک يونش تفاضلي roomette اتاقک يا کوپه يک نفري ترن. tollbooth باجه ي راه باجگيري، اتاقک متصدي باجگيري، ساختمان شهرداري زندان roundhouse اطاق عقبي، عرشه فوقاني کشتي.، اتاقک عقب washroom حمام، محل دستشويي، اتاقک توالت. dinette غذاي گرم، اطاق کوچک ناهار خوري.، ميز و صندليهاي اين اتاقک bullpen اغل گاو يا حشم.، اتاق بزرگ، اتاقک يا محوطه يمحصوري که بازيکنان در آن trave تير، الوار، چهارچوب اسب بندي.