اجازه نامه معنی انگلیسی charter subscription واژههای انگلیسی با این معنی exequatur اجازه نامه قونسول، برات قونسول letters of reprisal اجازه نامه انتقام search warrant اجازه نامه بازرسي letter missive امر نامه، اجازه نامه، ابلاغيه charter فرمان، امتياز، اجازه نامه warranties تعهد (نامه)، التزام، اجازه warranty تعهد (نامه)، التزام، اجازه