اختیار دادن معنی انگلیسی accredit authorize delegate empower vest واژههای انگلیسی با این معنی triple option بازي تهاجمي با 3 اختيار دادن توپ به مدافع، پرتاب بازيگر مياني حفظ توپ و دويدن با آن، يا پاس دادن (فوتبال آمريکايي) authorize اجازه دادن، اختيار دادن، تصويب کردن authorise مجاز نمودن، اختيار دادن delegation of authority مجاز شمردن، دادن اختيارات، دادن اختيار انجام عمل accredit اعتبارنامه دادن، استوارنامه دادن(به)، معتبر ساختن municipalize بدست شهرداري دادن، در اختيار شهرداري گذاشتن nymphomania ميل بي اختيار زن بجماع، جنون، کس دادن attribution اسناد، نسبت دادن، اختيار