اخذ
معنی انگلیسی
extraction
واژههای انگلیسی با این معنی
- prehension اخذ، گرفتن، دريافت
- contact report گزارش اخذ تماس، گزارش تماس با هواپيماي دشمن
- right of pre-emption حق اخذ به شفعه، حق شفعه
- claim of insurance ادعاي اخذ بيمه
- movement to contact حرکت به اخذ تماس، حرکت به تماس
- catchpole مامور اخذ ماليات، باج گير.
- catchpoll مامور اخذ ماليات، باج گير.
- integrable قابل اخذ تابع اوليه، قابل گرفتن انتگرال.
- pre-emptive داراي حق اخذ به شفعه، عمل مبني بر اخذ شفعه
- advance to contact پيشروي براي اخذ تماس
- postdoctoral پس از اخذ درجه ي دکتري، پس دکترا
- straw vote اخذ راي غير رسمي وازمايشي.
- redemptioner کسي که با اخذ قول خدمت هزينه ي سفر، مهاجران به امريکا را پرداخت ميکرد
- straight ticket اخذ راي دستجمعي براي نمايندگان يک حزب.
- derivation اشتقاق، اخذ، اقتباس
- follow out بانجام رساندن، اخذ نتيجه، دنبال کردن.
- contact patrol گشتي تماس، گشتي اخذ تماس
- contact area منطقه تماس، منطقه اخذ تماس
- close with نزديک شدن به دشمن، اخذ تماس با دشمن، درگير شدن با دشمن
- extorsion زياده ستاني، اخذ باجبار و زور، اخاذي
- white primary (در استان هاي جنوب امريکا)، اخذ اراء مقدماتي حزبي.
- direct taxation ماليات مستقيم، اخذ ماليات بصورت مستقيم
- amplifying report گزارش تماس با دشمن، گزارش تکميلي اخذ تماس با دشمن
- jus postliminii قانون استعاده حقوق، هرگاه اموال کسي در جنگ توسط دشمن اخذ، و متعاقبا" پس گرفته شود