اداره دولتی معنی انگلیسی agency واژههای انگلیسی با این معنی limpet جانورنرم تني که بخاره هامي چسبد، صدف کوهي، کارمند دولتي که اداره راول نکن bureaucratic مبني بر زياد رعايت کردن تشريفات اداري، وابسته به دوائر دولتي، وابسته به امور اداري bureaucratically مبني بر زياد رعايت کردن تشريفات اداري، وابسته به دوائر دولتي، وابسته به امور اداري