ادبیات
معنی انگلیسی
belles-lettres letters literature
واژههای انگلیسی با این معنی
- literature ادبيات، نوشته ها، همه کتابهايي که در يک موضوع نوشته شده باشد
- belles lettres ادبيات، شعر و اثارادبي زيبا و هنري.
- belles letters ادبيات
- hierology ادبيات مقدس، نوشته هاي مقدس، شناسايي خطوط
- hagiology ادبيات مقدس، تاريخ مقدس، تاريخ اوليا
- literary history تاريخ ادبيات
- kenning (ادبيات کهن المان)، نوعي استعاره (مثلا < دريارو > بجاي < کشتي>)، دانش
- maecenas معشوق ادبيات و هنر
- classically بسبک (ادبيات) باستاني
- classicist دانشمند ادبيات باستاني
- classicize بسبک ادبيات باستاني دراوردن
- classicality مطابقت با ادبيات وصنايع باستاني
- prettyism اصول رعايت قشنگي در هنرهاو ادبيات
- mannerism خو گرفتگي بيک شيوه ويژه هنر يا ادبيات، التزام واعتيادبه يک سبک
- post classical در باب ادبيات يوناني ورومي گفته ميشود
- delphine classics چاپ ادبيات باستاني لاتين که براي پسر مهتر، لوئي چهاردهم درست شد
- humanistic وابسته به تحصيل ادبيات و اثار باستاني يونان، و رم مبني برانسانيت
- extravaganza قطعه عجيب وغريب ومسخره (درموسيقي يا، ادبيات)، گزاف گويي
- Augustan وابسته به دوران امپراطوري سزار آگاستوس و، ادبيات آن، وابسته به سبک ادبي کلاسيک
- erotica نوشته ها واصطلاحات عاشقانه، ادبيات عاشقانه .
- parodies تقليد ادبي، تبديل ادبيات بهزل، هزل نويسي
- parody تقليد ادبي، تبديل ادبيات بهزل، هزل نويسي
- AAAL مخفف:، فرهنگستان هنر و ادبيات امريکا
- cinquecento قرن شانزدهم، هنر و ادبيات ايتاليا در سده ي شانزدهم ميلادي