ارتفاعات معنی انگلیسی altitudes elevation eminences heights واژههای انگلیسی با این معنی ultramontanism سکونت در ارتفاعات زياد، اعتقاد به تفوق مطلق پاپ. pressure suit لباس مخصوص پرواز در ارتفاعات زياد. hill shading سايه زدن ارتفاعات و تپه ها روي نقشه، رنگ کردن ارتفاعات در عکس جهت تابش نور، خورشيد target diving شيرجه از ارتفاعات مختلف به روي آب بمنظور، سنجش دقت upland game پرندگان و حيوانات کوچم شکاري در ارتفاعات stackup آرايش هواپيماها در ارتفاعات متفاوت در انتظار، نوبت يا اجازه ي فرود sonde اسباب اندازه گيري اوضاع فيزيکي وجوي، ارتفاعات زياد ماوراء جو. clear air turbulence آشفتگي در آسمان فاقد ابر که معمولا در، ارتفاعات بالا و همراه با تغيير سرعت در، نزديکي مسير خروج گازها ميباشد arbalist منجنيق، الت پرتاب تير و زوبين و گلوله، وسيله اندازه گيري ارتفاعات زياد. alpestrine وابسته به کوه هاي آلپ، وابسته به کوهستان، کوهستاني