اروپا
معنی انگلیسی
Europe
واژههای انگلیسی با این معنی
- Europe اروپا، فرنگستان
- european essembly مجلس اروپا، مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهاي، کشورهايي که در "جامعه نيروي اتمي اروپا"
- council of Europe شوراي اروپا، شورايي که جهت بحث و مشورت در کليه امور، اعضا غير از دفاع ملي
- euromart بازار مشترک اروپا
- european monetary agreement موافقتنامه پولي اروپا، موافقتنامه تنظيمي بين کشورهاي عضو، سازمان همکاري اقتصادي اروپا به منظور
- missel يکجور باسترک در اروپا
- europian championship وزنه برداري قهرماني اروپا
- smew مرغابي شمال اروپا واسيا .
- Baltic درياي بالتيک در شمال اروپا، وابسته به بالتيک.، وابسته به کشورهاي بالتيک
- EEC مخفف: جامعه ي اقتصادي اروپا، بازار مشترک
- u.f.a cup جام اتحاديه باشگاههاي اروپا
- europatents حق اختراع قابل قبول در اروپا، اختراع ثبت شده که در اروپا معتبر ميباشد
- tench ماهي گول اب شيرين اروپا واسيا.
- Estonian اهل جمهوري سابق استوني درشمال اروپا، زبان استوني.، ساکن يا اهل استوني
- ecsc مخفف: جامعه ي زغالسنگ و پولاد اروپا
- Hallstatt وابسته به دوران قبل از عصر اهن اروپا.
- old country وطن اصلي مهاجرين امريکايي (يعني اروپا).
- concert of europe اتفاق دولت بزرگ اروپا نسبت به مسائل سياسي
- menhir سنگ تاريخي بلند و راست که در افريقا و اروپا، يافت ميشود
- gadwall اردک قهوه اي و سيه فام شمال اروپا و امريکا.
- eur مخفف:، اروپا، اروپايي
- E-r-p (European recovery programme)، برنامه ترميم اروپا، برنامه اي که امريکا از سال 1947 تا 1951
- meridional جنوبي، وابسته بجنوب اروپا، وابسته به نصف النهار
- common market بازار مشترک، جامعه اقتصادي اروپا