از برون معنی انگلیسی exterior واژههای انگلیسی با این معنی translocate جابجا کردن، از جاي خود برون کردن. offstage خارج از صحنه نمايش، درزندگي خصوصي.، از برون صحنه oversea command يکان خارج از کشور، فرماندهي برون مرزي exocentric برون مرکز، ساخت خارج از مرکز