از زیر
معنی انگلیسی
under
واژههای انگلیسی با این معنی
- bottom cast از زير ريختن
- bottom pour از زير ريختن
- shovel pass پاس از زير بازو، پاس از زير بازو (لاکراس)
- outlet pass پاس از زير حلقه
- underfired از زير گرم شونده، زير گرم شو، زير گرم
- skulker از زير کار در رو.
- unyoke از زير يوغ دراوردن، ياز کردن، رها کردن
- underrun از زير چيزي رد شدن، هر چيزي که از زير چيز ديگر عبور کند
- tip-in گل پرشي از زير سبد
- undergrip گرفتن زيمناست از زير
- flip pass پاس کوتاه از زير بازو، پاس سريع با استفاده از مچ
- bubble horizon افق نمايان از زير ابر، ابر شکافدار
- hen hawk ضربه از زير بازو (لاکراس)
- downfeed milling machine دستگاه فرز با تغذيه از زير
- chippie پرتاب آسان از زير سبد (بسکتبال)، ضربه کوتاه هوايي که به سوراخ ميافتد(گلف)
- dibit يکي از اعداد دودوئي مرتب شده زير:، 00، 01
- take gas از دست دادن کنترل و به زير موج رفتن، (موج سواري)
- open ice يخي که از زير آن بتوان کشتي راني کرد
- bug-taper ريسمان مناسب براي استفاده از طعمه زير، آب (ماهيگيري)
- apocrine وابسته به ترشح عرق از غدد ژرف در زير پوست، آپوکرين
- ana- پيشوندي است مشتق از يوناني و لاتين بمعاني زير :، -1 بالا و بطرف بالا و بالائي .، -2 دوباره و از نو
- dodgery طفره روي.، از زير کار در رو
- underfeed غذاي غير کافي خوردن يا دادن.، از زير سوخترساندن
- subordinative تابع قرار دهنده، حاکي از تابعيت يا زير دستي