از پایین
معنی انگلیسی
shoestring
واژههای انگلیسی با این معنی
- subnormal پايين تر از عادي
- top down از بالابه پايين.
- infrahuman پايين تر از انسان
- propitiate از خشم پايين اوردن، ارام کردن، تسکين دادن
- subteen پايين تر از سن .13
- count down از بالا به پايين شمردن، شمارش معکوس
- top down development توسعه از بالا به پايين
- below the mark پايين تر از ميزان مقر ر
- lowcuts کفش پايين تر از قوزک پا
- quadriplegia فلج بدن از گردن به پايين، فلج همه گير
- lowerclassman شخصي که از طبقه پايين است، پست، فرومايه .
- bottom up technique روش اجرا از پايين به بالا
- go dan barai رد کردن از پايين (کاراته)
- below the horizon رتبه من از او پايين تر است
- top down programming برنامه سازي از بالا به پايين
- low blow ضربه بوکس خطا به پايين تر از کمر
- intermediate contingency قدرت موتور توربوشفت پايين تر از سطح، اضطراري که معمولا براي مدت 30 دقيقه، مجاز ميباشد
- descender قسمتي از حروف کوچک که پايين تر از خط، شروع مي شوند
- push down list ليستي که از پايين به بالا نوشته مي شود، به نحوي که هر ورودي جديد بالاي ليست قرار، مي گيرد
- advocation انتقال مرافعه اي از محکمه پايين ترببالاتر، مدافعه، دفاع
- subatmospheric تحت جوي، پايين تر از جو.
- tenth rate درجه دهم، از پايين ترين جنس، پايين ترين درجه .
- inferior ovary تخمدان پايين افتاده، تخم دان پايين تر از کاسه
- inferior calyx کاسه پايين افتاده، کاسه پايين تر از تخم دان