از یک نوع
معنی انگلیسی
self self-
واژههای انگلیسی با این معنی
- beansprout يک نوع از حبوبات
- cogeneration ايجاد دو نوع انرژي از يک نوع سوخت، همزايش
- backward read يک نوع مشخصه موجود در بعضي از سيستمهاي، نوار مغناطيسي که در آن واحدهاي نوار، مغناطيسي با حرکت در جهت معکوس مي توانند
- single transposition نوعي تبديل به رمز که فقط از يک نوع کليد، رمز استفاده مي شود
- unfriendly act عمل غير دوستانه، هر نوع عملي که از يک دولت سربزند و، دولت ديگر در آن ضرري نسبت به منافع خود
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي
- ISO/OSI model حروف اختصاري International Organization for، Standardzation Systems Interconnection model، يک
- LED printer [چاپگر LED]، شکل خلاصه شده light-emitting diode printer، يک نوع
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory
- DCA حروف اختصاري Document Content Architecture، يک روش قالب بندي در معماري شبکه اي سيستمهاست، (SNA) که امکان تبادل اسناد متني بين کامپيوترهاي با اندازه
- DCE حروف اختصاري عبارتهاي Data Communications، Equpment، و Data Curcuit-terminal Equipment
- CMOS با تلفظ ((سيماس))، سرنام "complementary metal-oxide، " semiconductor و يک وسيله نيمه هادي است که از دو
- declaratory statute قانون اعلامي، قانون تاکيدي، قانوني است که محتوي مطلب جديدي نيست
- contructive larcency سرقت اعتباري، مقصود سرقتي است که از مجموعه اعمال يک، عده يا يک فرد ناشي شود در حالتي که
- squelch circuit يک نوع مدار راديويي است که وظيفه آن کم، کردن صداهاي اضافي متن پيامها و يا از، بين بردن خرخر صداي راديو است
- balsa = balsa wood، يک نوع چوب بسيار سبک که غالبا براي قايق سازي، و ساخت هواپيماهاي مدل از آن استفاده ميشود .