اساطیر معنی انگلیسی mythology واژههای انگلیسی با این معنی mythopoetic اساطير سازي، وابسته به خلق اسطوره . mythologist اساطير شناس، افسانه شناس. mythologies تاريخ اساطير، تاريخ ارباب انواع، علم اساطير mythology تاريخ اساطير، تاريخ ارباب انواع، علم اساطير mythologist or ger دانشمند در تاريخ اساطير، اساطير دان، اساطير نويس Minerva الهه خرد در اساطير رومي، مي نروا mythologically از روي افسانه يا تاريخ اساطير hypnos or nus (در اساطير يونان) نام دارگونه ء خواب، رب النوع خواب mythography افسانه نويسي، شرح اساطير، نمايش افسانه در پيکر نگاري و مانند آنها mythos افسانه، علم اساطير.، اسطورگان mythologic اساطيري، وابسته به اساطير. phaethon درشکه، (اساطير يونان) فايتون، درشکه سوار mythological افسانه اي، موهوم، وابسته به تاريخ اساطير