اسب کار معنی انگلیسی workhorse واژههای انگلیسی با این معنی roughrider سوار کار ماهر اسبهاي چموش و وحشي.، کسي که در سفرهاي دشوار اسب سواري، ميکند hobbyhorse اسب چوبي، کار تفريحي، سرگرمي poler کسيکه باچوب يا ديرک کار يا حرکت کند، اسب عصارخانه .، رجوع شود به pole horse workhorse يابو، اسب بارکش، ادم زحمتکش. sweeney (در مورد اسب)، از کار افتادگي يا فلج عضلات کتف، فلج horseman اسب سوار، سوار کار، سواره نظام. longe افسار دراز، به کار بردن افسار دراز، اسب را آموزش دادن reinsman اسب سوار، سوار کار ماهر.