اسباب کشی معنی انگلیسی move واژههای انگلیسی با این معنی mathematical instrument اسباب نگاره کشي instrumental drawing نقشه کشي با اسباب mechanical drawing نقشه کشي با پرگار يا اسباب moonlight fliting گريز از خانه اي هنگام شب براي رهايي از پرداخت، اجاره، اسباب کشي شبانه tracer اسباب رسم ياگرده برداري، نقشه کشي، ردگيرنده