استبداد معنی انگلیسی absolutism autarchy autocracy dictatorship tyranny واژههای انگلیسی با این معنی absolutism استبداد، مطلقيت، مطلق گرايي despotism استبداد، حکومت مطلق، فرمان روايي مستبدانه absolutistic استبداد، مطلقيت absolutist طرفدار استبداد، کسيکه معتقد به قواي نامحدود الهي است authoritarianism فلسفه ء تمرکز قدرت يا استبداد opinionatedness خودرايي، استبداد kaiserism قيصري، استبداد authoritarian طرفدار تمرکز قدرت در دست يکنفر يا يک هيئت، طرفدار استبداد. absoluteness اطلاق، مطلقيت، استبداد machiavellism ماکياوليسم، اصول عقايد ماکياولي فيلسوف و سياستمدار، ايتاليايي قرن 15 که فلسفه استبداد جديد tyrannies حکومت ستمگرانه يا مستبدانه، ستمگري، ظلم tyranny حکومت ستمگرانه يا مستبدانه، ستمگري، ظلم