استخراج
معنی انگلیسی
extraction
واژههای انگلیسی با این معنی
- extraction استخراج، بيرون اوري، کشش
- copper extraction استخراج مس، برون کشيدن مس
- extraction of copper استخراج مس
- extraction of bitumen استخراج قير
- extraction point محل استخراج
- gold mining استخراج طلا
- production of oil استخراج نفت
- educible قابل استخراج، استنباط کردني، کشيده شدني
- draw out استخراج کردن، بيرون کشيدن از.
- message retrieval استخراج پيام، بازيابي پيام
- silver extraction استخراج نقره
- acid extraction استخراج اسيدي
- feature extraction استخراج خصيصه
- extract copper مس استخراج شده
- extraction thimble انگشتانه استخراج
- saltworks محل استخراج نمک.
- pull out quote عبارت استخراج شده
- extraction solvent حلال استخراج کننده
- continuous extraction apparatus دستگاه استخراج پيوسته
- extractive industry پيشه استخراج منابع طبيعي، صنعت استخراجي
- surface digging استخراج معادن در سطح زمين
- public opinion polling استخراج عقايد و آراء عمومي، رفراندوم
- pyrometallurgy استخراج فلزات در اثر حرارت.
- metallurgical وابسته به فن استخراج وذوب فلزات.