استفاده کننده
معنی انگلیسی
user
واژههای انگلیسی با این معنی
- utilizer استفاده کننده، بکار برنده .
- dominant user استفاده کننده عمده، يکان مصرف کننده عمده
- using agency مقام استفاده کننده، يکان استفاده کننده
- user group گروه استفاده کننده، گروه کاربران
- user program برنامه استفاده کننده، برنامه کاربر
- user's terminal ترمينال استفاده کننده
- user library کتابخانه استفاده کننده، کتابخانه کاربر
- computer user استفاده کننده کامپيوتر
- user oriented language زبان استفاده کننده گرا
- user freindly آسان براي استفاده کننده، ارتباط دوستانه با استفاده کننده، سيستم محاسباتي که امکانات لازم براي
- multiuser system سيستم چند استفاده کننده، سيستم چند کاربر
- multiple user system سيستم چند استفاده کننده
- user area فضاي مخصوص استفاده کننده
- user profile جدول نمودار استفاده کننده
- user's manual کتاب راهنماي استفاده کننده
- computer users group گروه استفاده کننده کامپيوتر
- user defined key کليد تعريف شده توسط استفاده کننده
- hot zone ناحيه تعريف شده توسط استفاده کننده
- merge print program برنامه اي که به استفاده کننده اجازه، مي دهد تا فرمهاي مشخصي را توليد کند
- computer nik استفاده کننده علاقمند کامپيوتر که وقت، زيادي را صرف کار با کامپيوتر مي کند
- user defined function عملکردي که توسط استفاده کننده تعريف شده، است
- user programmable terminal ترمينال قابل برنامه نويسي استفاده کننده
- signing on فرآيند ايجاد يک ارتباط مابين کامپيوتر و، استفاده کننده
- end user کاربر نهايي، استفاده کننده نهايي