استهلاک معنی انگلیسی amortization depreciation wear and tear واژههای انگلیسی با این معنی replacement investment استهلاک، سرمايه گذاري جانشيني amortisement استهلاک amortization استهلاک amortization fund وجه استهلاک depreciation rate نرخ استهلاک accelerated depreciation استهلاک سريع allowance for depreciation ذخيره استهلاک capital depreciation استهلاک سرمايه electrodynamic damping استهلاک الکتروديناميکي corrosion fatigue استهلاک در اثر زنگ زدگي sublation زوال، استهلاک، تحول attenuation coefficient ضريب ميرايي، ضريب استهلاک، ضريب دمفونگ depreciable مستهلک شونده، استهلاک پذير depreciation allowances وجوه استهلاکي، ذخيره استهلاک damping power قدرت ميرايي، امکان استهلاک capital consumption allowance کسر مصرف سرمايه، مترادف با استهلاک سرمايه date of acquisition تاريخ خريداري، تاريخي که به عنوان شروع دوره استيلاي، خريدار بر مال در دفتر ثبت و اگر مال