اسلحه
معنی انگلیسی
arms weapon
واژههای انگلیسی با این معنی
- arms اسلحه، خدمت نظامي، نشانهاي خانوادگي يا دولتي
- bare handed بي اسلحه، بي وسيله، دست تنها.
- armorial اسلحه اي، زرهي
- armourer اسلحه ساز، زره ساز، اسلحه دار
- cold steel اسلحه سرد
- firearm اسلحه گرم
- light armed سبک اسلحه
- light-armed سبک اسلحه
- weaponry اسلحه سازي، تسليحات، تهيه سلاح
- armoury اسلحه خانه، کارخانه اسلحه، نشانهاي خانوادگي
- side arm اسلحه کمري، از پهلو، کمري.
- d. armour اسلحه دفاع، جوشن، سپر
- arm of precision اسلحه دقيق
- armory اسلحه خانه
- shooting iron اسلحه گرم.
- side-arms اسلحه کمري
- fire arms اسلحه ي گرم
- heavy-armed سنگين اسلحه
- egun اسلحه برداشتن
- repeating firearm اسلحه خودکار.
- weaponary مربوط به اسلحه، تسليحات، جنگ افزارها
- semi-automatic اسلحه نيمه خودکار
- hold up با اسلحه سرقت کردن، مانع شدن، قفه
- weaponeer ويژه گر اسلحه سازي، اسلحه ساز