اسکیت
معنی انگلیسی
skate
واژههای انگلیسی با این معنی
- skater اسکيت باز.
- skating اسکيت بازي
- skeat والتر اسکيت
- figure skating مسابقه اسکيت
- figure skater اسکيت باز ماهر
- speed skater اسکيت باز سرعت
- waltz jump پرش والس (اسکيت)
- bunny hop پرش کوتاه (اسکيت)
- scissors jump پرش قيچي در اسکيت
- skate guard پرش روي تيغه اسکيت
- fours مسابقه دوبل (اسکيت)، قايقراني 4 نفره
- similar pairs مسابقه دونفره اسکيت
- sit spin چرخيدن روي يک اسکيت
- compulsory freestyle حرکات اجباري (اسکيت)
- stag position وضع پاهاي باز (اسکيت)، پا باز در هوا (ژيمناستيک)
- school figures مجموعه 69 حرکت در اسکيت، حرکات اسب
- death spiral حرکت چرخاندن يار (اسکيت)
- hockey stop نوعي ايست ناگهاني (اسکيت)
- skate sailer اسکيت باز روي يخ بکمک باد
- change spin چرخيدن با تغيير پا (اسکيت)
- figure skate اسکيت با انجام حرکات مختلف
- dance skating رقص دونفره زن و مرد (اسکيت)
- chean چرخش بدون خوابيدن تيغه اسکيت
- free skating قسمت حرکات آزاد مسابقه اسکيت