اشتباهی معنی انگلیسی bum erroneous false mistaken wrong wrongly واژههای انگلیسی با این معنی haplography اشتباهي که عبارت است ازيکبارنوشتن چيزي که، بايد دوبارنوشته شود parachronism اشتباهي که عبارت است ازديرترقراردادن تاريخ، يک رويداد، اشتباه تاريخي miscued اشتباه کرده، اشتباهي mistaken اشتباه کرده، اشتباهي