اشتراکی
معنی انگلیسی
collective common communal
واژههای انگلیسی با این معنی
- collectivization اشتراکي کردن
- communism اصول اشتراکي
- communistically اصول اشتراکي
- joint insurance بيمه اشتراکي
- shared file فايل اشتراکي
- shared resource منطق اشتراکي
- collective farm مزرعه اشتراکي
- collectivize اشتراکي کردن.
- communitarian عضودسته اشتراکي
- timeshared با وقت اشتراکي.
- common library کتابخانه اشتراکي.
- timeshare اشتراکي کردن وقت.
- communist طرفداراصول اشتراکي، عضو حزب کمونيست، کمونيستي
- communistic مبني براصول اشتراکي
- kibbutznik عضو مزرعه ي اشتراکي
- Leninism عقايد اشتراکي لنين.
- cenobitism زندگي اشتراکي درخانقاه
- common storage area ناحيه اشتراکي انباره .
- kibbutz مزرعه اشتراکي درکشوراسرائيل.
- hetaerism ازدواج اشتراکي درقبايل نخستين، زندگاني بطورصيغه
- communization بحالت عمومي يا اشتراکي درآوردن
- collectivism اصول اجتماعي يا اشتراکي درزندگي
- cenobite راهبي که داراي زندگي اشتراکي است
- coenobite راهبي که داراي زندگي اشتراکي است