اشتقاق معنی انگلیسی derivation provenance واژههای انگلیسی با این معنی etymologize اشتقاق، (کلمه اي) راپيداکردن، تحصيل علم اشتقاق کردن etymologies اشتقاق، ريشه جويي، صرف etymology اشتقاق، ريشه جويي، صرف derivation اشتقاق، اخذ، اقتباس etymologist اشتقاق شناس، متخصص علم اشتقاق derivable قابل اشتقاق، استنباط کردني back formation اشتقاق معکوس، لغت سازي، اشتقاق لغات از يکديگر. parasynthesis اشتقاق و ترکيب etymologically ازروي علم اشتقاق، مطابق علم صرف eponymy اشتقاق اسم قبيله يا شخص يا عشيره، ازيک کلمه . acrology مبحث شناسايي ريشه و اشتقاق حروف الفباء. parasyntheton واژه اي که ازراه اشتقاق و ترکيب درست شود paronymy هم ريشگي، اشتقاق، تجانس etymological اشتقاقي، وابسته بعلم اشتقاق pedigree شجره، نسب نامه، دودمان