اطلاعات دادن معنی انگلیسی tell واژههای انگلیسی با این معنی briefing دادن اطلاعات لازم، رهنمود آوري، رهنمودگزاري forward tell انتقال دادن اطلاعات به رده هاي بالاتر، گزارش به مقام بالاتر pit board تخته براي دادن اطلاعات لازم به راننده معين، در گروه کمکي (اتومبيل راني) border break ادامه محوطه نقشه تا حاشيه آن، ادامه دادن اطلاعات نقشه تا حاشيه آن backgrounder ورقه ي حاوي اطلاعات در موضوع بخصوصي .، دادن اطلاعات به روزنامه ها و غيره بدون افشاي، نام خود. EBCDIC Extended Binary Coded Decimal، Interchange Code، کد کامپيوتر براي نشان دادن يک الگوي خاص frictional unemployment بيکاري اصطکاکي، بيکاري کوتاه مدت که در، نتيجه تحرک ناقص نيروي کار spial عمليات جاسوسي، جاسوسي کردن، عمل مخفي انجام دادن