اعشاری
معنی انگلیسی
decimal
واژههای انگلیسی با این معنی
- decimal اعشاري، ده تاده تاشمرده شونده، کسر اعشاري
- decimal number عدد اعشاري، عدد دهدهي
- decimal fraction کسر اعشاري
- repeating decimal اعشاري مکرر.
- decimal balance ترازوي اعشاري
- BCD اعشاري دو دويي، محفف Binary Code Decimal
- mantissa اعشاري لوگاريتم
- zone decimal دسته بندي اعشاري، دسته بندي ده دهي
- decimal tab جدول بندي اعشاري
- decimal number system سيستم اعداد اعشاري، سيستم اعداد دهدهي
- decimal file system سيستم انبارداري اعشاري، سيستم شمارش اقلام اعشاري
- decimalist طرفدارسلسله اعشاري درپول
- actual decimal point نقطه يا مميز اعشاري واقعي
- biquinary notation دستگاه نمادسازي که در آن هر رقم اعشاري، توسط يک جفت رقم متشکل از يک ضريب 5 و يک، ضريب 1 نشان داده ميشود
- X. -1 نشانه هومئوپاتيک درجه اعشاري شدت اثر.، -2 مخفف واحد کينبوک مقدار پرتوي ايکس که معادل يکدهم، مقدار سرخي دهنده است.
- decimal function کسردهدهي، کسر اعشاري.
- denary ده دهي، ده ده اعشاري)
- packed decimal اعداد بسته شده، عدد اعشاري فشرده، دهدهي فشرده
- floating point BASIC نوعي زبان BASIC که اجازه استفاده از، اعداد اعشاري را مي دهد
- applesoft basic نوع توسعه يافته زبان برنامه نويسي BASIC، که با ريزکامپيوتر قابليت پردازش اعداد، اعشاري را هم دارد
- binary coded decimal سيستم کدگذاري در کامپيوتر که در آن همه، ارقام دهدهي توسط گروه 4 تائي از 0 و 1 ها، نمايش داده مي شود
- dewey decimal classification (منسوب به <، ديوي > Dewey Melvil کتابدار امريکايي) طبقه، بندي و نمره گذاري کتب و نشريات کتابخانه با
- EBCDIC Extended Binary Coded Decimal، Interchange Code، کد کامپيوتر براي نشان دادن يک الگوي خاص