اعظم معنی انگلیسی arch- grand واژههای انگلیسی با این معنی grand-vizier صدر اعظم، وزير اعظم archbishop اسقف اعظم، مطران. archdiocese قلمرو اسقف اعظم، ناحيه ي زير نظر اسقف اعظم abp مخفف: اسقف اعظم archdiocesan وابسته بقلمرو اسقف اعظم. archducal وابسته به دوک اعظم يا قلمرو او pope پاپ اعظم کشيش بخش در کليساي خاور maharishi معلم عرفان، مرشد اعظم archduchess دوشس بزرگ، همسر دوک اعظم archbishopric مقام يا قلمرو اسقف.، قلمرو اسقف اعظم vicarate قلمرو خلافت، حوزه تحت نظر خليفه اعظم. vicariate قلمرو خلافت، حوزه تحت نظر خليفه ء اعظم.، قلمرو نايب يا کشيش محل end-brain = telencephalon، قسمت اعظم مغز جلوئي که بخصوص شامل نيمکره هاي، مغزي و همچنين منطقه مجاور قسمت قدامي بطن سوم و primeminister نخست وزير، رئيس الوزرا، صدر اعظم pegasi اسب بالدار، اسب دوم، فرس اعظم major بزرگتر، بيشتر، کبير chanc مخفف:، صدراعظم، رئيس دانشگاه