اعلام خطر
معنی انگلیسی
alarm alert
واژههای انگلیسی با این معنی
- call out اعلام خطر، اعلام خطر کردن
- early warning اعلام خطر کردن، اعلام خطر، اعلام خطر کردن از نزديک شدن دشمن
- aldis lmap چراغ اعلام خطر، چراغ چشمک زن مخصوص اعلام، خطرناک بودن باند فرود
- local warning اعلام خطر محلي، سيستم اعلام خطر محلي
- battle lantern چراغ اعلام خطر، چراغ خطر جنگي
- warning net شبکه اعلام خطر، شبکه آژير
- warning signal علامت اعلام خطر، علامت خطر
- chemical alarm اعلام خطر شيميايي
- air warning net شبکه اعلام خطر هوايي
- general alarm آژير اعلام خطر عمومي
- danger signal آژير يا بوق اعلام خطر، آژير خطر
- airspace warning area منطقه اعلام خطر هوايي
- day distress signal مشعل اعلام خطر در روز
- bomb alarm system سيستم اعلام خطر بمباران اتمي
- caution flag پرچم اعلام خطر (اتومبيلراني)
- corner crew متصديان اعلام خطر به راننده در سر پيچ، (اتومبيلراني)
- newrads سيستم اعلام خطر انفجار هسته اي و اطلاعات، ش م ر
- alerting service قسمت اعلام آماده باش، سرويس اعلام خطر
- very pistol طپانچه فشفشه انداز، طپانچه اعلام خطر
- alert station ايستگاه آماده باش، ايستگاه اعلام خطر
- air alert warning اعلام آماده باش هوايي، اعلام خطر يا آماده باش هوايي
- airborne alert آماده باش به طريق هوابرد، وسايل اعلام خطر نصب شده روي هواپيما
- air sentinel نگهبان هوايي، گارد هوايي، نگهبان مخصوص اعلام خطر تک هوايي
- raid clerk نگهبان يا متصدي مرکز اطلاعات سيستم اعلام، خطر هوايي