افزارمند معنی انگلیسی artisan craftsman mechanic واژههای انگلیسی با این معنی artisan افزارمند، صنعتگر، صنعتکار craftsman پيشه ور، افزارمند، کارگر working man کارگر، افزارمند operative عملي، کارگر، افزارمند tradesman کاسب، کسبه، سوداگر