افسران
معنی انگلیسی
officialdom
واژههای انگلیسی با این معنی
- opposite numbers افسران شاغل، افسران مشغول به کار
- officer's mess نهارخوري افسران، سالن غذاخوري افسران
- wardroom باشگاه افسران ناو، اطاق افسران ناو
- statem room خوابگاه افسران ناو
- senior officers افسران ارشديا بالارتبه
- ward room اطاق افسران در کشتي جنگي
- ROTC مخفف: يکان آموزش افسران احتياط
- cadre هيئت افسران و گروهبانان يک واحد
- reserved list صورت افسران دريايي ذخيره يا احتياط
- gun-room اطاق افسران جزء درکشتي هاي جنگي بزرگ، مخزن مهمات درکشتي
- bachelor quarters منازل افراد مجرد (افسران و درجه داران)، قسمت مجردي
- muster roll دفتر بازديد افسران و سربازان يک واحد در، نيروي زميني يا دريايي
- stalag بازداشتگاه افسران و درجه داران زمان جنگ، درالمان.
- bat-allowance فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
- bat-money فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
- senior officer افسر ارشد، ارشدترين افسران
- BOQ مخفف:، خوابگاه افسران مجرد، خوابگاه افسران پايگاه
- table money فوق العاده اي که بابت هزينه مهمان داري به، افسران ارشد داده ميشود
- gunroom مخزن مهمات کشتي، سفره خانه افسران کشتي.
- officers call شيپور افسر پيش، نشريه اطلاعاتي مخصوص افسران
- Mister آقاي، آقا، مسيو