افسرده کننده معنی انگلیسی depressing واژههای انگلیسی با این معنی dismalness ملالت انگيزي، دلتنگي، حالت افسرده کننده downer داروي مسکن، آرامبخش، داروي خواب آور drear دلتنگ کننده، مايه افسردگي، ملالت انگيز sombre تاريک، تيره (رنگ)، افسرده sombrous تاريک، تيره (رنگ)، افسرده muzzy گرفته، دلتنگ کننده، گيچ drearier دلتنگ کننده، مايه افسردگي، افسرده dreariest دلتنگ کننده، مايه افسردگي، افسرده withering خراب کننده، مخرب، افسرده