اقامت کردن معنی انگلیسی dwell reside stop واژههای انگلیسی با این معنی sojourn اقامت موقتي، موقتاً اقامت کردن sojoiurn اقامت موقتي، موقتا اقامت کردن. bunked اقامتگاه، محل اقامت، مقر domicile اقامتگاه، محل اقامت، مقر location تعين جا، تعيين محل، جا